ديشب هوا خيلي گرم بود مام طبق معمول تو حياط خابيديم

تموم شبو خاب مي ديدم دارم آب يخ درست مي كنم

خلاصه ساعتاي دو بود بيدار شدم ديدم آبجيمم بيداره اونم هلاكه از گرما

پاشديم رفتيم تو بالاخره آب يخو درست كرديمو اومديم دوباره بخابيم ديديم مامانو بابا هم بيدارن اونام منتظره آب يخن

بابام پاشد يه كم تو حياطو آب پاشيد ي كم خنك شد منو آبجيمم مسخره بازيمون گرفته بود نميخابيديم، بابام گفت بگيريد بخابيد تا هوا خنكه

چيزي ديگه نمونده بود به سحر كه خابمون بردو باز بيدار شديم

ما ي قراري داريم كه هر كي ديرتر بيدار بشه بايد پشه بندو جمع كنه واسه همين طبق معمول آبجيم صب اومد در بره كه يه صدايي اومد كه مي گفت يالا (يا الله)، آبجيم نشست سرجاشو غش خنده و رف زير پتو

مام گيج خاب بيدار شديم ديديم بله آقايون اداره برق تو خيابون دارن لامپا رو درست مي كننو ....

آقا دسته جم رفتيم زير پتو داشتيم هلاك ميشديم

در همين حين مرده كه رف يادمون اومد بايد در بريم و فرار كنيم وگرنه پشه بند بايد جم كنيم اين بود كه من موندمو ي پشه بند

فردا ظهر ساعت 2 تشريف بياريد چت باكس خوشال ميشيم

 

+ تاريخ سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 12:49 نويسنده زرو |

- آقا چرا مردا هميشه جيب جلو پيرهنشون بايد جوهر خودكاري باشه؟؟؟!!!!

- اين چندوقته كه نبودم زواره خيلي عوض شده نمونش خيابون جلو مزار !!!!

- تا وايبرو لاينو واتساپو .... دمه دسته آدم تنبليش ميشه بياد تو وبلاگ پست بزاره بعدنم هيشكي نظر مربوط به پست نده ...

- آبجيم ميگه همون دوستت كه عينكيه؟؟؟ ميگم اون دوستم كه عينك نميزنه!!! ميگه پس چشاش شبيه عينكه

- يه كشف مهمي كردم اونم اينه كه آدم كه ورزش كنه سالم ميميره ...

- تو نظرا بگيد كه چت باكسو مثه قديم راه بندازيم يا نه؟؟؟!!! يه ساعتيم مشخص كنيد همون ساعت بيايم

- نماز و روزه هاتونم قبول حق، اينجانب رو از دعا خيرتون فراموش نكنيد ...

 

 
 


وقتي گربه درو واسه عشقش باز مي كنه ....
+ تاريخ سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 11:36 نويسنده زرو |

بازگشت موفقیت آمیز خودمو به شهر زواره بهتون تبریک میگم

منتظر ویژه برنامه ماه رمضون باشید

+ تاريخ چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 8:22 نويسنده زرو |

- آقا اینکه شماره ها عوض شده دردسری شده ها،  مامان بزرگا میخان تمرین کنن یاد بگیرن هی زنگ میزنن

-  خدایا اینایی که میگن حالا که خودت دوست نمیشی فلانیو برامون جور کن رو شفا بده

- این شبا تو خابگاه تنهام، همه تختا رو امتحان کردم،رو یکی میخابم،رو یکی درس میخونم،رو یکی غذا میخورم،رو یکی لباسامو میندازم و...، خدایا این شادیو از من نگیر

- دقت کردم اگه زیر جزوم خط نکشم اگه حواسم پرت بشه یادم نمیاد تا کجا خوندم مجبورم دوباره بخونم!!!

- دوستم ازم پرسید کتابو چقدشو خوندی با افتخار گفتم پنج تا،صداشو در نیارید دو تاش حذف بوده

- استاد: یکی از شهرهای ایران معروف به شهر گل، من : هلند

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 22:54 نويسنده زرو |

- آقا ما اینقد بچه های خوبی هستیم که سلفمون با پسرا یه جاس قشنگ میشینیم سر میز غذامونو میخوریمو پا میشیم!!! 

- دوستم میگه مامانم گفته تنهایی نرو بیرون، بریم یکیو پیدا کنیم من باهاش برم بیرون!!!

- خیلی دلم میخاس تو این جشنا خونه باشم،واسم دعا کنید لااقل خوشال برگردم...

+ تاريخ سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 13:38 نويسنده زرو |

يه پسرامون ارائه داشت با خودش اسپيكر اورده بود،

بهش گفتيم اسپيكر واسه چي ديگه اوردي

گفت ميخام واستون شاد برگزار كنم!!!!

+ تاريخ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 12:39 نويسنده زرو |

ظهري تو اتاقم بودم مامانم اومد درو باز كرد يه مگس تو اتاقم كردو درو بست!!!!!



خدايا ...

به بزرگيت قسم

توي عكس هاي دست جمعي

جاي هيچ پدرو مادري رو خالي نزار

آمين


تصاویر عاطفی و زیبا از احساس پدر و فرزند

روز پدر مبارك


+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 17:39 نويسنده زرو |

- بابام یه کارت شارژ گرفته رفته رو رمزو پاک کنه 4 تا از عدداشم پاک کرده،کسی خواست بگه واسش بفرستم!!!!


- مامانم یه حرفی زد بعدش گف نری تو وبلاگت بنویسیا، شرمنده قول دادم نگم...

+ تاريخ شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 22:25 نويسنده زرو |

گفت و گوی بین عمم و مامانم :

عمم: بنده خدا حالش خیلی بده هر هفته باید کلیه ش ..... ( در حال فکر کردن) چی میگن؟؟؟!!!!

مامانم : آنالیز باید کنن؟!!!!


+ تاريخ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:2 نويسنده زرو |

- رفته بوديم مهموني دوستم گف پاشيم بريم خابم مياد از صب تالا بيدارم (يعني بقيه از صب تا شب ميخابن؟؟؟)

- استادمون داشت درس مي داد ازمون يه سوال پرسيد هيشكي جواب نداد، استاد گفت آفرين درست گفتيدو ادامه داد ...!!!!

- يكي ديگه از استادامون شروع كرد به ترتيب ليست كلاسي به پرسيدن، از هر كي ميپرسيد ميگفت نخونديم، به يه پسرا كه رسيد استاد گفت خوندي؟؟؟ پسره گف اندازه بقيه خونديم ....

- دم در دانشكده با دوستم نشسته بوديم يكي از كنارمون رد شد گف چند نفر تا حالا رفتن تو ؟؟؟!!!!

- اينقد بدم مياد از اينايي كه ازشون بدم مياد ...

دعوا یه طرف ، هیجان تماشای دعوا هم یه طرف!

+ تاريخ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393ساعت 17:45 نويسنده زرو |

قرارمون امشب ساعت 11 چت باکس

تشریف بیارید

+ تاريخ جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 10:15 نويسنده زرو |

- يكي از دوستام فلششو داده واسش يه چيزي بريزم هر جاشو نيگا ميكنم بستس، نميدونم از كجاش بايد زد!!! به نظرتون ازش بپرسم زشت نيس؟؟؟

- يه خواننده داشت مي خوند به آبجيم ميگم چقد صداش به كوروش ميمونه ، آبجيم تا كلي وقت هنگ بود، خب تقصير من چيه داريوشو كوروشو قاطي مي كنم !!!

- وبلاگم بازديد كننداش كم شده يه عيدو نبودما

- اين عكسي كه ميبينيد از لونه موش هاي اطراف زوارس همشم پره، چندتاشون با خودم دالي كردن ...


http://www.uplooder.net/img/image/67/f95779af2e912a5698c05994e3e8099f/DSC_0139.jpg


+ تاريخ جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 16:36 نويسنده زرو |

- خواهرزادم دو تا دندون جلويياش افتاده بود خيلي باحال ياد گرفته بود سوت بزنه، سر ناهار داشت سوت ميزد اعصاب همه رو خورد كرده بود، مامانش بهش گفت ميزنم دندونات همش بريزنا، خواهر زادم گفت بهتر ، اين طوري بهتر سوت ميزنم!!! خخخخخ

- بد نيست مهمون مياد واسه آدما، آدم يه جاهايي ميره كه تا حالا نرفته ، من خودم شخصا تو حموم بزرگو و بغه (اينطوري مي نويسن؟؟؟) نرفته بودم ، از صدقه سر اونا رفتم !

- داييم ازم عكس گرفته بود واسم فرستاد ، ميگم عه اينجا كجاس، اين كيه؟! ميگه اينجا بهشته اينم حوريه بهشتيه!!!

- آقا چقد تو جنگل موش بود مسئولين يه كاري كنن ، پشه سالك امسال غوغا مي كنه ها!!!(وگرنه حوريه بهشتيا رو سالك ميزنه از ما گفتن بود)

- بايد دوباره رف سر درس و بحث ، دو سه روز ديگه امتحانا شروع ميشه

- سال 93 هم تموم شد اميدوارم كه بهتون خوش گذشته باشه ...


+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 14:11 نويسنده زرو |

- ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺟﻤﻌﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎﻝ " ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻀﺎﻋﻒ " ﺍﻋﻼﻡ ﮐﻨند!

- آیا میدانید اگر هندزفری را در دماغتان کرده و آهنگ پخش کنید صدا از دهانتان خارج میشود...!!! برید حال کنید بااین اطلاعاتی که من بهتون میدم...!!!

 نحوِه رو بـوسی عید:
اولی:
به به به سال نو مبارک
دومی:
سلام سال (مـاچ) نو (مـاچ) شما هم (ماچ) مبارک 

- شمام اين طورين : گوشیتو چک میکنی ببینی ساعت چنده،بعد مجبور میشی دوباره چک کنی چون دفه اول اصلن دقت نکرده بودی

 

بعضیام اینجوری جک میگن:

.

.

.

.

.


: )))))) یــه روز : ))))) یه یارو : )))))))) 

میره کتاب فروشی : )))))))))))))))

میگه آقا : )))))))))))))))) 

کتاب : ))))))))))))))))))))))))))))

رو : )))))))))))))))))))))))) به : )))))))))))))))))

یلذ: )))))))))))))))))))))))))))

بیدهثقت: ))))))))))

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 12:30 نويسنده زرو |

پـسر : بگـو معـدن

دختـر : معـدن

پسـر : باقیـش باشـه بعـدا !

فـردا تـو دانشـگاه

دختـر : ...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بچـه ها بگیـن معـدن !

دوستـاش : معـدن

دختـر : حـالا بقیـه شـو یـه موقـع دیـگه واستـون تعـریف مـیکنـم :|| =)))))

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 12:22 نويسنده زرو |

- تولد آبجيم بود بهش اس ام اس دادم: سلام آبجيه گلم ، خوبي آبجيه گلم ؟، تولدت مبارك آبجيه گلم . جواب داده : سلام، مرسي آبجيه ... لم !!!!!!!!!!!!!!!!

- می گن یه روز یکی از یاران حضرت نوح تو کشتی گرسنه اش می شه، ٢ تا ماقلیاژوراتو رو کباب می کنه می خوره. واسه همین شما الان نمی دونین ماقلیاژوراتو چیه!

- به پسته‌ها بگید اگه چیز خنده‌داری هست بگن گردوها هم بخندن!

- سرزمین آریایی مان از 2 قوم مادها و پارت ها به وجود آمده است. به همین دلیل است که مشکلات مردم این سرزمین یا از طریق مادی حل می شود یا پارتی!

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

+ تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 17:14 نويسنده زرو |

- رفتم يكي از مسجد هاي روستاهاي اطراف ، يه خانمه بود گوشش سنگين بود ، هي ازم سوال مي پرسيد از تهرون اومدي؟؟؟؟ منم هي مي گفتم نه از زواره ، اينقد بلند تكرار مي كردم كه همه دورمون جمع شدن، همه شروع كردن بگن از زواره اومده يكي ميگفت غريپه (با كسره بخونيد) يكي گفت هر چي گفت سرتو تكون بده يعني آره ، كم مونده بود مردا از مردونه بيان،  آخرش رو به من كرد اومدي معاينه كني؟؟؟؟!!!!!!

- مرا از بند آویزان کنید! سر و ته…!شایدفکرش از سرم بیفتد!!! او تو را فراموش كرد به چه مي انديشي هنوز ....

---------------------------------------------------------------------------------------------

حیف نون: ﺍﯾﻦ ﺳﻮﭖ ﺭﻭ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ. ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ: ﭼﯿﺰﯼ توشه؟ حیف نون: ﻓﻘﻂ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ. ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ: ﺍﮔﻪ ﺳﺮﺩﻩ ﺑﮕﻢ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻦ. حیف نون: ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﻫﺶ می کنم ﻓﻘﻂ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ. ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ: ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﻫﺶ می کنم ﺍﮔﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﻩ بگید. حیف نون: ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ! می گم ﻣﺰﻩ ﮐﻦ، ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺰﻩ ﮐﻦ! ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻢ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ. ﮔﺎﺭﺳﻮﻥ: ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻻﻥ می چشم... ﻗﺎﺷﻖ ﮐﺠﺎست؟ حیف نون: آﻫﺎ! ﻗﺎﺷﻖ ﮐﺠﺎست ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ؟!


www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

انجام چند تا كار به طور همزمان


http://www.uplooder.net/img/image/99/ca119df50027444ce99bf718b6893a7d/DSC_0221.jpg


آدم جرات نميكنه تو كلاسا رو هم نيگا كنه

---------------------------------------------------------------------------------------------

خيلي پستش پر ملات بودا تا دو سه ماهي راحتم خخخخخخخ

+ تاريخ دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 11:1 نويسنده زرو |

- آهاي اونايي كه يه چيزاييو تو خونه قايم كرديدو نميخايد كسي بفهمه ، خونه تكوني نزديكه ، گفتم در جريان باشيد.

- گاهی همه چیز برای "شاد بودن" محیاست فقط "تو" نیستی!

- ارائم افتاده اين هفته اعصاب ندارم

- يه گل كاشتم واسه عيدم هنوز جوونه نزده فك كنم گلدون خالي بايد بزارم سر سفره هفت سين


200shesh com عکس خنده دار باحال  11

+ تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت 16:13 نويسنده زرو |

- سر كلاس نشسته بوديم منتظر بوديم استاد بياد، يه دختره اومد ازمون پرسيد شما چي داريد؟ گفتيم فلان درس گفت: با اطمينان ، دوستم گفت نه با دكتر نقش ، دختره گفت نه يعني مطمئينيد؟؟؟؟؟!!!!!!!

- اس ام اس واسه مامانم اومد رفتم خوندم ، حالا مامانم ميگه اس ام اس واست اومد بايد بدي منم بخونم.....

- جلسه اول رفتم خود شيريني كردم گفتم هفته ديگه ارائه ميدم حالا به غلط كردن افتادم !!!

- ارشديا امسال همشون دكتري قبول ميشن ، امتحانشون يه هفته عقب افتاد!

- آهنگ جديد هم واسه تبليغ بالا بالا گذاشتم ...

- ادامه مطلب يه داستان گذاشتم حسش بود بريد بخونيد...


عکسهای متحرک خنده دار


ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 14:55 نويسنده زرو |

- خدا رو شكر امروز خيلي بهترم ...

- يادم رفته چيطوري آپ مي كنن يعني چيطوري بود؟؟؟؟!!!!

- يه جايي رفتيم ماهي تو استخرش بود، جاتون خالي جوجه كباب درست كرديم سفره رو كه جم كرديم پرسيدم استخونا رو كجا بريزم گفتن تو استخر ، فك كنم سگ ماهي بودن خخخخخخ

- خب شد گفتن آواي باران هندي تموم نميشه وگرنه مي خواستن چيكار كنن!!!! اگه يه چند روز ديگه ادامه پيدا مي كرد كارگردانم احتمالا مي مرد ...

- دیدین توی فیلم ها نشون می ده بچه هه گم شده، مامانش 20 سال اتاقشو دست نخورده نگه داشته؟ می خواستم بگم اینا رو باور نکنید، از دانشگاه برگشتم دیدم اتاقم شده انباری!

- حوصله متن عاشقانه رو هم ندارم فعلا يا علي


http://pic.photo-aks.com/photo/images/baby/large/little-girl-baby.jpg

+ تاريخ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 12:23 نويسنده زرو |